مسافرت شمال
این مسافرت دومین مسافرت شمالت بود، دفعه اول 3 ماهت بود و خیلی کوچیک بودی ![]()
تو راه رفت بیشتر خواب بودی ![]()

تازه بیدار شده بودی و شروع کرده بودی به گریه کردن، ولی تا مامانی رو دیدی خندیدی ![]()

در حین خندیدن، پستونکت افتاد

![]()
![]()
اصلا دریا رو دوست نداشتی تا میبردیمت نزدیکش گریه میکردی،
همش میخواستی پشت به دریا بشینی ![]()


![]()
![]()
با بابایی دنبال مرغ و خروسا کردین




![]()
![]()
اینجا هم خونه ویلایی دایی محمده

ایلیا و مهیار



![]()
![]()
موقع برگشت اینقدر سرد بود که دخترت کردیم، تو هم حسابی خوشت اومده بود![]()




![]()
![]()

پایان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مسافرت شمال
